این اولین نامه ایه که برات می نویسم منو ببخش اگه بد نوشتم.

می دونی تا حالا اصلا" با حال این که این همه با هم بودیم به بودنت فکر نکردم که چقدر برام مهمه حتی شاید باورت نشه به بودن خودم هم تا حالا فکر نکردم.

درسته که رفتنت برام یه کوله بار اندوح داشت ولی باعث شد که هم به بودن تو وهم به بودن خودم فکر کنم،تا بیشتر هم قدر تو وهم قدر خودمو بدونم .

ثانیه ها دیگه کند شدن وبی روح ،غزل هام سرد شدنو باور نکردنی،دیگه کسی رو ندارم تا براش خودمو لوس کنم تا بیاد نازمو بخره.

نفش کشیدن هم دیگه سخته ،انکار ملکول های آب رو هم از هوا گرفتن آخه هوا هم خشک شده.

منتظرت می مونم تا برگردی .اگه اومدی ودیدی که نیستم بیا سر قرار همیشگی مون کنار اون جوب آب .

 

به امید دیدار تو