سلام

درست نوشته بود یکی از دوستان من به جای حسرت نوشته بودم حصرت ُببخشید ولی از این دوست گرامی تشکر می کنم که به من این نکته رو گفت

یه سر به وبلاگ یه شنونده بزنیدومطالبشو بخونید جالبه .در پوندهای وبلاگ قرار داره. 

به نام خدایی که صبر را به انسان آموخت تا ...............

به نام خدایی که صبر را به انسان آموخت تا  با دیدی نو به زندگی خود نگاه کند ،تا اگر به مشکلی برخورد کرد امیدوار باشد.

کمنتالبیق۵۵۶۵۵

انتخاب سبز

باز باران آمد

وصدای تپش قلب مرا می شنوی

ویکی می گوید :که امید آمد

تا بسازد وطنی ویران را

خانه اش ویران باد آنکه ویران کند این خاک وزمین

من چرا می آیم؟

تو چرا می آیی؟

من وتو می آییم تا که یک رنگ شویم

تا بسازیم سرودی تازه

خدایم راهکاری ده

 چشام بسته است

دلم خسته است

جهانم بی توبشکسته است

صدایم بی تو لرزان است

شبم تیره،دلم تار است

دگر تاب وتوانم نیست

خدایم راهکاری ده

 

این شعر مال چه کسیه

 

باز هم امشب زیرلب صدایت می کنم

اشک می ریزم،دوچشمم رافدایت می کنم

درنگاه خسته ات دنبال حرفی تازه ام

هر چه می خواهی بگو من هم دعایت می کنم

خسته ای طاقت نداری می روی آخر سفر

طاقت اشکت ندارم پس رهایت می کنم

رفته ای من مانده ام در انتهای عشق تو

رفته ام قربان عکست جان به پایت می کنم

 

راستش رو بگم نمی دونم این شعر مال چه کسیه .اگه شما میدونید شاعرش کیه خوشحال میشم به من هم بگین.