به سلامتي بعد از چند سال تاخير در اجراي طرح قطار شهري مشهد خبرها يي شنيده ميشه وعملكردهايي ديده ميشه كه حاكي از اجراي طرح قطار شهري مشهد رو به همين زوديها ميده.
رضا: بابا شنيدي مي خوان قطار شهري رو تا چند ماه ديگه افتتاح كنند.
باباي رضا: برو بچه اينقدر ساده نباش كي اين آقايون مسئول به حرفاشون عمل كردن كه اين بار دومش باشه.
مادر رضا: آقا اين همه تو ذوق اين بچه نزن ميره آخرش ميشه معتاد.
رضا: بابا چقدر شما بدبينين، حالا يكي دو بار تاخير كه طبيعيه.
بابای رضا: خانم بيا اين بچه رو از جلوي چشم من دورش كن تا نزدم تو گوشش؛ بچه هم اينقدر پور رو ميشه.
8سال بعد سال 1389
پسر 4 ساله رضا: بابايي امروز تواخبار ميگفت مي خوان قطار شهري رو افتتاح كنن.
رضا: بابا جون خالي بستن.
پسر رضا: بابا يي خالي بستن يعني چه؟
رضا: خالي بستن يعني دروغ گفتن.
پسر رضا: بابايي مگه دروغ گفتن كار بدي نيست؟
رضا: چرا بابا
پسر رضا: پسر چرا تلوزيون دروغ ميگه؟
رضا: بابا جون تلوزيون كه هرچي بگن اين آقايون پخش ميكنه.
پسر رضا: پس آقايون دروغ گفتن؟
رضا: نگاه كن پسرم من نمي دونم فقط مي دونم كه تا سوار مترو نشدي باور نكن كه افتتاح شده.
پسر رضا: بابايي راستي اين آقايون كين؟
رضا: خانم بيا اين بچه رو جمع كن، از اين به بعد هم موقع اخبار تلوزيون رو خاموش ميكني.
پسر رضا: بابايي چرا؟
رضا: نگاه كن پسر مي ترسم تو يه روز بري خبرنگار بشي و آخرش مثل اين كيه كه فرانسه است.؟
پسررضا: كامران نجف زاده
رضا: آره همينكه توميگي، بفرستنت به جايي كه عرب ني ميندازه.
پسر رضا: بابا ني ميندازه يعني چي؟
رضا: خانم مگه نگفتم بيا اين بچه رو ببرش.
نكته: رضا 22سال سن داشت، با اين حال پدرش هميشه ميگفت: پسرم نگاه كن تو هر چقدر هم كه بزرگ بشي باز هم همون بچه هستي از ديد من.

كلمات كليدي: متروي مشهد . قطار شهري مشهد . رضا . پدر رضا . پسر رضا . مسئولان . كامران نجف زاده.